مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
معلم خصوصی
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
میگک
312011
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ مَ گَ ]
(اِ مصغر)
(از میگ +ک تصغیر) میگ خرد. ملخ کوچک. (یادداشت مؤلف). ملخ صحرائی خرد: احمدا پیش سلیمان می برد پای ملخ هرکه پیش اطعمه تحسین میگک میکند. احمد اطعمه.
و رجوع به میگ شود.
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
میگک
شماره: 312011
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ مَ گَ ]
(اِ مصغر)
(از میگ +ک تصغیر) میگ خرد. ملخ کوچک. (یادداشت مؤلف). ملخ صحرائی خرد: احمدا پیش سلیمان می برد پای ملخ هرکه پیش اطعمه تحسین میگک میکند. احمد اطعمه.
و رجوع به میگ شود.
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
312011
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری