میدانگاه311417
معنی و تعریف
[ مَ / مِ ] (اِ مرکب) جای فراخ و پهن که در آن بنا نباشد. (ناظم الاطباء). || میدان. میدان کارزار: شیروار آورد به میدانگاه گرد بر گرد صف کشند سپاه.نظامی.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
میدانگاه
شماره: 311417
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ مَ / مِ ] (اِ مرکب) جای فراخ و پهن که در آن بنا نباشد. (ناظم الاطباء). || میدان. میدان کارزار: شیروار آورد به میدانگاه گرد بر گرد صف کشند سپاه.نظامی.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
311417
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی