معنی و تعریف
[ یِ نَ / نِ یِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) دهل یا طبل بزرگ که آن را بر پیل مینواخته اند. و بعضی گفته اند جرس و درای و زنگ است که بر پیل آویزند: از ابر پیل سازم و از باد پیلوان وز بانگ رعد آینهٔ پیل بی شمار.منوچهری. چون بلشکرگه او آینه بر پیل زنند شاه افریقیه را جامه فرو نیل زنند. منوچهری. فروغ آینهٔ پیل تو بروز نبرد برون برد ز عذار قمر غبار کلف. بدر چاچی.
و رجوع به آیینهٔ پیل شود.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آینهٔ پیل
شماره: 3090
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ یِ نَ / نِ یِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) دهل یا طبل بزرگ که آن را بر پیل مینواخته اند. و بعضی گفته اند جرس و درای و زنگ است که بر پیل آویزند: از ابر پیل سازم و از باد پیلوان وز بانگ رعد آینهٔ پیل بی شمار.منوچهری. چون بلشکرگه او آینه بر پیل زنند شاه افریقیه را جامه فرو نیل زنند. منوچهری. فروغ آینهٔ پیل تو بروز نبرد برون برد ز عذار قمر غبار کلف. بدر چاچی.
و رجوع به آیینهٔ پیل شود.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
3090
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی