معنی و تعریف
[ شِ ] (نف مرکب) آنکه غرقاب و تنک آب را از یکدیگر بازداند و راه نمای کشتی شود تا بر خاک ننشیند: بنزد آبشناس آن کس است طعمهٔ موج که زآب علم تو دارد گذر طمع به شناه. رضی الدین نیشابوری. زیر رکاب تواَند کارگذارانْ رهین پیش عنان تواَند آب شناسانْ مطیع. رضی الدین نیشابوری.
|| مقنی که داند کدام زمین را آبست و کاریز در آن توان کردن. قناقن. قن قن. (ربنجنی) (السامی فی الاسامی). و مجازاً رسم و قاعده دان. و آبشناسان جمع آن است.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آب شناس
شماره: 308
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ شِ ] (نف مرکب) آنکه غرقاب و تنک آب را از یکدیگر بازداند و راه نمای کشتی شود تا بر خاک ننشیند: بنزد آبشناس آن کس است طعمهٔ موج که زآب علم تو دارد گذر طمع به شناه. رضی الدین نیشابوری. زیر رکاب تواَند کارگذارانْ رهین پیش عنان تواَند آب شناسانْ مطیع. رضی الدین نیشابوری.
|| مقنی که داند کدام زمین را آبست و کاریز در آن توان کردن. قناقن. قن قن. (ربنجنی) (السامی فی الاسامی). و مجازاً رسم و قاعده دان. و آبشناسان جمع آن است.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
308
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی