معنی و تعریف
[ مَ نَ عَ / مَ عَ ] (ع اِ) عِزّ. (اقرب الموارد). قوتی که شخص دفع می کند بدان کسی که وی را اراده نماید. (ناظم الاطباء): هو فی عز و منعة؛ او در ارجمندی است و با خود حمایت کنندگان و پشتی دهندگان دارد. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || ازال منعةالطائر؛ یعنی زایل شد آن قوت از مرغ که بدان ممانعت می کرد کسی را که ارادهٔ وی را داشت. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
منعة
شماره: 307085
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ مَ نَ عَ / مَ عَ ] (ع اِ) عِزّ. (اقرب الموارد). قوتی که شخص دفع می کند بدان کسی که وی را اراده نماید. (ناظم الاطباء): هو فی عز و منعة؛ او در ارجمندی است و با خود حمایت کنندگان و پشتی دهندگان دارد. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || ازال منعةالطائر؛ یعنی زایل شد آن قوت از مرغ که بدان ممانعت می کرد کسی را که ارادهٔ وی را داشت. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
307085
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی