معنی و تعریف
[ یَ ] (اِ) حاجت که خواهند:
ناسزا را مکن آیفت که آبت بشود
بسزاوار کن آیفت که ارجت دارد.دقیقی.
ز یزدان خواستن آنجمله آیفت
که تا نرسد مر او را هیچ آکفت.
زراتشت بهرام.
ز حق آیفت میخواهد بزاری
کند شکر ره پرهیزکاری.زراتشت
بهرام.
- آیفت کردن، آیفت بردن،
آیفت خواستن؛ تمنی کردن. خواهش و
درخواست کردن چیزی را. حاجت خواستن.
عرض حاجت. درخواستن. سؤال
چیزی.