معنی و تعریف
[ مُ جَ زَ ] (ع مص) با کسی جنگ
کردن. (تاج المصادر بیهقی) (از اقرب
الموارد). کشش کردن و مقاتله کردن. منه
المثل: المحاجزة قبل المناجزة؛ یعنی صلح و
بازداشت از جنگ پیش از مقاتله. در حق
شخصی گویند که از خوار و عاجز خود گریزد
و آنکه صلح طلبد بعد نزاع و قتال. (منتهی
الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). رجوع به
مناجزت شود.