معنی و تعریف
[ مُ جَ زَ ] (ع مص) با کسی جنگ کردن. (تاج المصادر بیهقی) (از اقرب الموارد). کشش کردن و مقاتله کردن. منه المثل: المحاجزة قبل المناجزة؛ یعنی صلح و بازداشت از جنگ پیش از مقاتله. در حق شخصی گویند که از خوار و عاجز خود گریزد و آنکه صلح طلبد بعد نزاع و قتال. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). رجوع به مناجزت شود.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
مناجزة
شماره: 305423
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ مُ جَ زَ ] (ع مص) با کسی جنگ کردن. (تاج المصادر بیهقی) (از اقرب الموارد). کشش کردن و مقاتله کردن. منه المثل: المحاجزة قبل المناجزة؛ یعنی صلح و بازداشت از جنگ پیش از مقاتله. در حق شخصی گویند که از خوار و عاجز خود گریزد و آنکه صلح طلبد بعد نزاع و قتال. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). رجوع به مناجزت شود.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
305423
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی