معنی و تعریف
[ مُ کَ / کِ سَ ] (از ع، اِمص) نهایت تأکید و مبالغه به کار بردن. ابرام کردن : شخصی که به مطالبهٔ اغنام می رفت... در استرداد و استبدال گوسفند مماکست می رفت. (سلجوقنامهٔ ظهیری ص ۴۸).
|| چانه زدن. مِکاس. || بخیلی کردن. || تأکید. ابرام. چانه زنی. || بخیلی. بخل.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
مماکست
شماره: 304861
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ مُ کَ / کِ سَ ] (از ع، اِمص) نهایت تأکید و مبالغه به کار بردن. ابرام کردن : شخصی که به مطالبهٔ اغنام می رفت... در استرداد و استبدال گوسفند مماکست می رفت. (سلجوقنامهٔ ظهیری ص ۴۸).
|| چانه زدن. مِکاس. || بخیلی کردن. || تأکید. ابرام. چانه زنی. || بخیلی. بخل.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
304861
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی