معنی و تعریف
[ مَ مَ ] (ع اِمص) لمس. (اقرب الموارد) (المنجد). بساوش. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): قال الشیخ الرباطات هی کالاوتار، عصبانیة المرئی و الملمس ای شبیه بالعصب فی البیاض و هو المرئی و لدونة القوام و هوالملمس. (بحرالجواهر). - لطیف الملمس؛ هموار. لغزان. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). - لین الملمس؛ لغزنده. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): و هو [ ای حجرالارمنی ] لین الملمس. (قانون شیخ الرئیس ابوعلی سینا، یادداشت ایضاً).
- ناعم (ناعمة) الملمس؛ نرم به بساوش. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): ذکیةالرائحة ناعمة المشم و الملمس. (ابن البیطار، یادداشت ایضاً).
|| (اِ) جای بسودن. (منتهی الارب). جای سودن دست و تن و پوست. (ناظم الاطباء). موضع لمس. (اقرب الموارد). || تن و پوست. (منتهی الارب).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ملمس
شماره: 304497
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ مَ مَ ] (ع اِمص) لمس. (اقرب الموارد) (المنجد). بساوش. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): قال الشیخ الرباطات هی کالاوتار، عصبانیة المرئی و الملمس ای شبیه بالعصب فی البیاض و هو المرئی و لدونة القوام و هوالملمس. (بحرالجواهر). - لطیف الملمس؛ هموار. لغزان. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). - لین الملمس؛ لغزنده. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): و هو [ ای حجرالارمنی ] لین الملمس. (قانون شیخ الرئیس ابوعلی سینا، یادداشت ایضاً).
- ناعم (ناعمة) الملمس؛ نرم به بساوش. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): ذکیةالرائحة ناعمة المشم و الملمس. (ابن البیطار، یادداشت ایضاً).
|| (اِ) جای بسودن. (منتهی الارب). جای سودن دست و تن و پوست. (ناظم الاطباء). موضع لمس. (اقرب الموارد). || تن و پوست. (منتهی الارب).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
304497
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی