معنی و تعریف
[ مُ ءَ مَ ] (ع مص) سازواری کردن. (از منتهی الارب). سازواری دو چیز را فراهم آوردن. (آنندراج) (از اقرب الموارد). || صلح کردن میان قوم. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || سازوار بودن طعام کسی را. (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || (اِمص) نزد پاره ای از علمای اصول به معنی مناسبت استعمال شود. (از کشاف اصطلاحات الفنون). || مجازاً به معنی نرمی. (آنندراج). و رجوع به ملایمت شود.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ملائمة
شماره: 303276
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ مُ ءَ مَ ] (ع مص) سازواری کردن. (از منتهی الارب). سازواری دو چیز را فراهم آوردن. (آنندراج) (از اقرب الموارد). || صلح کردن میان قوم. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || سازوار بودن طعام کسی را. (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || (اِمص) نزد پاره ای از علمای اصول به معنی مناسبت استعمال شود. (از کشاف اصطلاحات الفنون). || مجازاً به معنی نرمی. (آنندراج). و رجوع به ملایمت شود.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
303276
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی