معنی و تعریف
[ مُ ءَ مَ ] (ع مص) سازواری کردن.
(از منتهی الارب). سازواری دو چیز را
فراهم آوردن. (آنندراج) (از اقرب الموارد).
|| صلح کردن میان قوم. (منتهی الارب)
(آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب
الموارد). || سازوار بودن طعام کسی را. (از
ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || (اِمص)
نزد پاره ای از علمای اصول به معنی مناسبت
استعمال شود. (از کشاف اصطلاحات الفنون).
|| مجازاً به معنی نرمی. (آنندراج). و رجوع
به ملایمت شود.