معنی و تعریف
[ اِ تِ ] (ع مص) استدبار امر؛ در
آخر کار نگریستن چیزی را که در اوّل آن
ندیده بود. (منتهی الارب). آخر کار را
ملاحظه و اندیشه کردن، از پس دیدن امری که
از پیش ندیده بود. || اختیار کردن چیزی
را. (از منتهی الارب). || ضد استقبال.
(منتهی الارب). از پی فراشدن. (تاج المصادر
بیهقی) (زوزنی). || از پی کسی بر ستور
نشستن. (تاج المصادر بیهقی). || پشت
کردن. || (اصطلاح فقه) پشت بقبله بودن.