معنی و تعریف
[ اِ تِ مَ ] (ع مص) همیشه داشتن
چیزی را. (منتهی الارب). پیوستگی.
|| درنگ کردن در. (از منتهی الارب).
|| دوام خواستن. (زوزنی) (تاج المصادر
بیهقی). دوام خواستن از چیزی. (منتهی
الارب). همیشگی خواستن. (غیاث).
|| استدامهٔ طائر؛ نیک برآمدن مرغ در هوا.
(منتهی الارب). || پریدن مرغ در هوا بی
حرکت دادن بالها. پریدن و هر دو بال را
حرکت ندادن. (منتهی الارب). || استدامهٔ
غریم؛ نرمی کردن با بدهکار و بملایمت
خواستن حق خود از او. (از منتهی الارب).