استخوان رند29934
معنی و تعریف
[ اُ تُ خوا / خا رَ ] (اِ مرکب) استخوان رباست. (جهانگیری) (برهان). همای باشد و آن پرنده ایست که پیوسته استخوان خورد. (برهان). پرنده ایست که هیچ جانوری را نیازارد و چون گرسنه شود استخوان سوده و پوسیده را بمنقار گرفته در هوا برد و از آنجا فرواندازد تا شکسته شود و بخورد، و بر هرکه سایه افکند او پادشاه شود و عرب آنرا هما خوانند. (کذا فی اداةالفضلاء). و معنی ترکیبی آن خراشندهٔ استخوان است و در لسان الشعرا بجای دال کاف آورده است یعنی استخوان رنگ. (مؤید الفضلاء). رَخمه. استخوان خوار. (زمخشری): فغان از حرص مشتی استخوان رند همه سگ سیرتان موش پیوند.عطار.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
استخوان رند
شماره: 29934
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اُ تُ خوا / خا رَ ] (اِ مرکب) استخوان رباست. (جهانگیری) (برهان). همای باشد و آن پرنده ایست که پیوسته استخوان خورد. (برهان). پرنده ایست که هیچ جانوری را نیازارد و چون گرسنه شود استخوان سوده و پوسیده را بمنقار گرفته در هوا برد و از آنجا فرواندازد تا شکسته شود و بخورد، و بر هرکه سایه افکند او پادشاه شود و عرب آنرا هما خوانند. (کذا فی اداةالفضلاء). و معنی ترکیبی آن خراشندهٔ استخوان است و در لسان الشعرا بجای دال کاف آورده است یعنی استخوان رنگ. (مؤید الفضلاء). رَخمه. استخوان خوار. (زمخشری): فغان از حرص مشتی استخوان رند همه سگ سیرتان موش پیوند.عطار.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
29934
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی