استخوان بندی29929
معنی و تعریف
[ اُ تُ خوا / خا بَ ] (اِ مرکب) مجموع استخوانهای یک تن. مجموع استخوانهای برهم نهادهٔ حیوان. || (حامص مرکب) اِنشاز. || بند و بست اعضاء. (آنندراج). || کنایه از درست کردن انگاره و بستن ترکیب الفاظ و عبارات. (آنندراج): بی قناعت نتوان شد ز سعادتمندان استخوان بندی دولت بهما پیوسته ست. صائب.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
استخوان بندی
شماره: 29929
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اُ تُ خوا / خا بَ ] (اِ مرکب) مجموع استخوانهای یک تن. مجموع استخوانهای برهم نهادهٔ حیوان. || (حامص مرکب) اِنشاز. || بند و بست اعضاء. (آنندراج). || کنایه از درست کردن انگاره و بستن ترکیب الفاظ و عبارات. (آنندراج): بی قناعت نتوان شد ز سعادتمندان استخوان بندی دولت بهما پیوسته ست. صائب.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
29929
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی