مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
استخوان بند
29928
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ اُ تُ خوا / خا بَ ] (نف مرکب) مُجبّر. آروبند. شکسته بند.
||
(اِ مرکب) چوبهائی که بدان استخوان شکسته را بندند. صقیفه. (منتهی الارب).
||
عصابه که بر استخوان شکسته بندند.
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
استخوان بند
شماره: 29928
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اُ تُ خوا / خا بَ ] (نف مرکب) مُجبّر. آروبند. شکسته بند.
||
(اِ مرکب) چوبهائی که بدان استخوان شکسته را بندند. صقیفه. (منتهی الارب).
||
عصابه که بر استخوان شکسته بندند.
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
29928
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری