[ اِ تِ ] (ع مص) سوگند دادن.
(تاج المصادر بیهقی) (منتهی الارب). احلاف.
سوگند خواستن. (زوزنی). طلب کردن
سوگند: خرمیل، بعد از استحلاف ایشان و
استیمان از قبل سلطان بیرون آمد.
(جهانگشای جوینی).
لینک ها و اشتراک گذاری
استحلاف
شماره: 29878
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اِ تِ ] (ع مص) سوگند دادن.
(تاج المصادر بیهقی) (منتهی الارب). احلاف.
سوگند خواستن. (زوزنی). طلب کردن
سوگند: خرمیل، بعد از استحلاف ایشان و
استیمان از قبل سلطان بیرون آمد.
(جهانگشای جوینی).