معنی و تعریف
[ اِ تِ ] (ع مص) استحلاس سنام؛ پیه ناک شدن کوهان توبرتو. (از منتهی الارب). || استحلاس نبات؛ انبوه و کُرپه شدن گیاه و پوشانیدن زمین را. (منتهی الارب). پوشیدن گیاه زمین را. منفرش شدن. مفروش شدن: و ربما استحلست الأرض منه [ من نبات اِذْخِر ]. (ابن البیطار). || استحلاسِ خوف؛ لازم گرفتن بیم را و از آن جدا نشدن. (منتهی الارب). ملازم شدن. متصل شدن. || استحلاس ماء؛ فروختن آب را و ننوشانیدن آن را. (از منتهی الارب).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
استحلاس
شماره: 29877
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ تِ ] (ع مص) استحلاس سنام؛ پیه ناک شدن کوهان توبرتو. (از منتهی الارب). || استحلاس نبات؛ انبوه و کُرپه شدن گیاه و پوشانیدن زمین را. (منتهی الارب). پوشیدن گیاه زمین را. منفرش شدن. مفروش شدن: و ربما استحلست الأرض منه [ من نبات اِذْخِر ]. (ابن البیطار). || استحلاسِ خوف؛ لازم گرفتن بیم را و از آن جدا نشدن. (منتهی الارب). ملازم شدن. متصل شدن. || استحلاس ماء؛ فروختن آب را و ننوشانیدن آن را. (از منتهی الارب).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
29877
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی