معنی و تعریف
[ اِ تِ ] (ع مص) استوار گردیدن. (منتهی الارب). استوار شدن. (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). مستحکم شدن. || تنگ و خشک شدن. (منتهی الارب). تنگ شدن سوراخ: استحصاف شرم زن؛ یابس و مضیق شدن. || استحصاف زمان بر کس؛ سخت شدن روزگار. (از منتهی الارب). سخت شدن زمانه بر کسی. تنگ شدن روزگار بر وی.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
استحصاف
شماره: 29860
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ تِ ] (ع مص) استوار گردیدن. (منتهی الارب). استوار شدن. (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). مستحکم شدن. || تنگ و خشک شدن. (منتهی الارب). تنگ شدن سوراخ: استحصاف شرم زن؛ یابس و مضیق شدن. || استحصاف زمان بر کس؛ سخت شدن روزگار. (از منتهی الارب). سخت شدن زمانه بر کسی. تنگ شدن روزگار بر وی.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
29860
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی