معنی و تعریف
[ اِ تِ ] (ع مص) استحشاش
ید؛ شل شدن دست. || تشنه گردیدن.
|| استحشاش غصن؛ دراز شدن شاخ.
|| استحشاش ساعد مرأة کفّ او را؛ سطبر
شدن ساعد زن تا کف او خرد نماید در برابر
آن. || استحشاش شحم ناقه را؛ باریک ساق
کردن پیه شتر ماده را. (از منتهی الارب).