معنی و تعریف
[ اِ تِ ] (ع مص) استحشاش ید؛ شل شدن دست. || تشنه گردیدن. || استحشاش غصن؛ دراز شدن شاخ. || استحشاش ساعد مرأة کفّ او را؛ سطبر شدن ساعد زن تا کف او خرد نماید در برابر آن. || استحشاش شحم ناقه را؛ باریک ساق کردن پیه شتر ماده را. (از منتهی الارب).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
استحشاش
شماره: 29856
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ تِ ] (ع مص) استحشاش ید؛ شل شدن دست. || تشنه گردیدن. || استحشاش غصن؛ دراز شدن شاخ. || استحشاش ساعد مرأة کفّ او را؛ سطبر شدن ساعد زن تا کف او خرد نماید در برابر آن. || استحشاش شحم ناقه را؛ باریک ساق کردن پیه شتر ماده را. (از منتهی الارب).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
29856
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی