معنی و تعریف
[ اِ تِ ] (ع مص) بگشن آمدن
خواستن گاو و میش و بره. (زوزنی). به ایغر
جستن درآمدن حیوانات. بگشن آمدن میش.
(تاج المصادر بیهقی). گشن خواه شدن:
استحرمت ذات الظلف و الذئبة و الکلبة.
(منتهی الارب). || با حرمتی شدن که
شکستن آن روا نباشد. (منتهی الارب).