مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
استحجار
29845
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ اِ تِ ]
(ع مص)
حجره ساختن.
||
دلیر گردیدن. (منتهی الارب).
||
سنگ شدن. به سنگ بدل گشتن. بستن خلطی چون سنگ. تحجر. سنگی گرفتن. عظیم سخت شدن .
-
استحجار طین؛ سخت شدن گِل چون سنگ. (زوزنی) (منتهی الارب). رجوع به مستحجر شود.
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
استحجار
شماره: 29845
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اِ تِ ]
(ع مص)
حجره ساختن.
||
دلیر گردیدن. (منتهی الارب).
||
سنگ شدن. به سنگ بدل گشتن. بستن خلطی چون سنگ. تحجر. سنگی گرفتن. عظیم سخت شدن .
-
استحجار طین؛ سخت شدن گِل چون سنگ. (زوزنی) (منتهی الارب). رجوع به مستحجر شود.
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
29845
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری