معنی و تعریف
[ اِ تِ رَ ] (ع مص) بسوی چیزی دیده سرگشته شدن. (منتهی الارب). تحیر و استحار؛ اذا نظر الی الشی ء فغشی بصره. (تاج العروس). || بیرون آمدن از کاری ندانستن. (منتهی الارب). ندانستن بیرون شد کار. || پاسخ خواستن از کسی. (منتهی الارب). || استحارهٔ مکان بماء؛ پر شدن جای به آب. || استحارهٔ شباب؛ رسیدن جوانی به تمام اعضای بدن. (از منتهی الارب). || استحارهٔ شراب؛ گواریدن شراب. (منتهی الارب).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
استحاره
شماره: 29834
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ تِ رَ ] (ع مص) بسوی چیزی دیده سرگشته شدن. (منتهی الارب). تحیر و استحار؛ اذا نظر الی الشی ء فغشی بصره. (تاج العروس). || بیرون آمدن از کاری ندانستن. (منتهی الارب). ندانستن بیرون شد کار. || پاسخ خواستن از کسی. (منتهی الارب). || استحارهٔ مکان بماء؛ پر شدن جای به آب. || استحارهٔ شباب؛ رسیدن جوانی به تمام اعضای بدن. (از منتهی الارب). || استحارهٔ شراب؛ گواریدن شراب. (منتهی الارب).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
29834
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی