معنی و تعریف
[ اِ تِ ] (ع مص) با سنگ استنجا
کردن. به سنگ استنجا کردن. (تاج المصادر
بیهقی). استنجا کردن بسنگ ریزه.
(منتهی الارب). استنجاء به احجار. || مقیم
گردیدن لشکر به دارالحرب. (منتهی الارب).
|| گرد آمدن قومی بر کار. (منتهی الارب).
|| سخت شدن گِل چون سنگ. (تاج
المصادر بیهقی).