معنی و تعریف
[ اِ تِ رَ ] (ع مص) استثارت. برانگیختن. (از منتهی الارب): و چون قوت و شوکت آن جماعت را با خویش می اندیشید و استثارت فتنی که پیش از این صادر شده است... (جهانگشای جوینی). || گرد برانگیختن. (تاج المصادر بیهقی). || استثارهٔ قی؛ با پر بردن داروئی به گلو قی کردن را.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
استثاره
شماره: 29790
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ تِ رَ ] (ع مص) استثارت. برانگیختن. (از منتهی الارب): و چون قوت و شوکت آن جماعت را با خویش می اندیشید و استثارت فتنی که پیش از این صادر شده است... (جهانگشای جوینی). || گرد برانگیختن. (تاج المصادر بیهقی). || استثارهٔ قی؛ با پر بردن داروئی به گلو قی کردن را.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
29790
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی