[ اِ تِ ] (ع مص) طلب بصیرت
کردن. (منتهی الارب). بینادل شدن. (زوزنی)
(تاج المصادر بیهقی). دیدن بچشم خرد و دل
و عقل. صاحب بصیرت و بینادلی گشتن.
بیقین دانستن و دیدن. (غیاث). بینا شدن.
بینائی. (غیاث). || پیدا و آشکار گردیدن.
(منتهی الارب).
لینک ها و اشتراک گذاری
استبصار
شماره: 29758
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اِ تِ ] (ع مص) طلب بصیرت
کردن. (منتهی الارب). بینادل شدن. (زوزنی)
(تاج المصادر بیهقی). دیدن بچشم خرد و دل
و عقل. صاحب بصیرت و بینادلی گشتن.
بیقین دانستن و دیدن. (غیاث). بینا شدن.
بینائی. (غیاث). || پیدا و آشکار گردیدن.
(منتهی الارب).