معنی و تعریف
[ اِ تَ ] (ص) ستبر. سطبر. (برهان). گنده. ضخیم. غلیظ. (سروری) (برهان). هنگفت. قماش غلیظ است که آنرا بکاف فارسی مضموم گنده گویند و استبرق و ستبرق معرّب آنست. (انجمن آرای ناصری): دو بازویش استبر و پشتش قوی فروزان از آن فرّهٔ خسروی.دقیقی.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
استبر
شماره: 29747
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ تَ ] (ص) ستبر. سطبر. (برهان). گنده. ضخیم. غلیظ. (سروری) (برهان). هنگفت. قماش غلیظ است که آنرا بکاف فارسی مضموم گنده گویند و استبرق و ستبرق معرّب آنست. (انجمن آرای ناصری): دو بازویش استبر و پشتش قوی فروزان از آن فرّهٔ خسروی.دقیقی.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
29747
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی