معنی و تعریف
[ اَ نَ / نِ ] (اِ) به معنی استان است که جای خواب و آرامگاه باشد. (برهان) (جهانگیری): گوئی از توبه بسازم خانه ای در زمستان باشدم استانه ای. مولوی.
|| عتبه. جناب. آستانه : پشت خم داد و نهاد از قبل خدمت و عذر روی افروخته از شرم بر استانهٔ در.سنائی. یارت ای بت صدر دارد زآن عزیز است و تو زآن در لگدکوب همه خلقی که در استانه ای. سنائی.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
استانه
شماره: 29664
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ نَ / نِ ] (اِ) به معنی استان است که جای خواب و آرامگاه باشد. (برهان) (جهانگیری): گوئی از توبه بسازم خانه ای در زمستان باشدم استانه ای. مولوی.
|| عتبه. جناب. آستانه : پشت خم داد و نهاد از قبل خدمت و عذر روی افروخته از شرم بر استانهٔ در.سنائی. یارت ای بت صدر دارد زآن عزیز است و تو زآن در لگدکوب همه خلقی که در استانه ای. سنائی.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
29664
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی