[ هَ ] (ص نسبی) از آهن. منسوب به
آهن. آهنین :
میان من و او بایوان درست
یکی آهنی کوه گفتی برست.فردوسی.
برافراشتم گرز سیصدمنی
برانگیختم بارهٔ آهنی.فردوسی.
لینک ها و اشتراک گذاری
آهنی
شماره: 2964
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ هَ ] (ص نسبی) از آهن. منسوب به
آهن. آهنین :
میان من و او بایوان درست
یکی آهنی کوه گفتی برست.فردوسی.
برافراشتم گرز سیصدمنی
برانگیختم بارهٔ آهنی.فردوسی.