معنی و تعریف
[ اِ ] (اِخ) استرآباد باشد و آن شهریست مشهور. (جهانگیری). شهریست در طبرستان مشهور به استرآباد. (برهان). گرگان کنونی : تا طرب و مطرب است مشرق و با مغرب است تا یمن و یثرب است آمل و استارباد بنشین خورشیدوار، می خور جمشیدوار فرخ و امیدوار چون پسر کیقباد.منوچهری. چو برخیزد ز خواب بامدادی ز من خواهد حریر استاربادی. (ویس و رامین).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
استارباد
شماره: 29578
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ ] (اِخ) استرآباد باشد و آن شهریست مشهور. (جهانگیری). شهریست در طبرستان مشهور به استرآباد. (برهان). گرگان کنونی : تا طرب و مطرب است مشرق و با مغرب است تا یمن و یثرب است آمل و استارباد بنشین خورشیدوار، می خور جمشیدوار فرخ و امیدوار چون پسر کیقباد.منوچهری. چو برخیزد ز خواب بامدادی ز من خواهد حریر استاربادی. (ویس و رامین).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
29578
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی