مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
استادنگاه
29559
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ اِ دَ ]
(اِ مرکب)
ایستادنگاه. جای اِستادن. موقف: جیأة؛ استادنگاه آب. جیه؛ استادنگاه آب. جئه؛ استادنگاه آب. خرنق؛ استادنگاه آب. تنور؛ استادنگاه آب. وادی. جائزه؛ استادنگاه آب کش بر چاه. (منتهی الارب).
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
استادنگاه
شماره: 29559
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اِ دَ ]
(اِ مرکب)
ایستادنگاه. جای اِستادن. موقف: جیأة؛ استادنگاه آب. جیه؛ استادنگاه آب. جئه؛ استادنگاه آب. خرنق؛ استادنگاه آب. تنور؛ استادنگاه آب. وادی. جائزه؛ استادنگاه آب کش بر چاه. (منتهی الارب).
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
29559
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری