معنی و تعریف
[ اِ دَ / دِ ] (حامص) ایستادگی. ثبات قدم. پایداری. مقاومت. بجد گرفتن کاری را. مواظبت کردن : خوش بجد استادگی در منع جانان میکند پاسبان سخت جان، تأثیر میخ پرده است. تأثیر. لطف کن تا بنده در خدمت کند استادگی دست چربی میکند ثابت قدم، تصویر را.اثر.
|| توقف و اهمال : می تواند کشت ما را قطره ای سیراب کرد این قدر استادگی ای ابر دریادل چرا. صائب.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
استادگی
شماره: 29556
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ دَ / دِ ] (حامص) ایستادگی. ثبات قدم. پایداری. مقاومت. بجد گرفتن کاری را. مواظبت کردن : خوش بجد استادگی در منع جانان میکند پاسبان سخت جان، تأثیر میخ پرده است. تأثیر. لطف کن تا بنده در خدمت کند استادگی دست چربی میکند ثابت قدم، تصویر را.اثر.
|| توقف و اهمال : می تواند کشت ما را قطره ای سیراب کرد این قدر استادگی ای ابر دریادل چرا. صائب.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
29556
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی