مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
آهنگیدن
2960
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ هَ دَ ]
(مص)
قصد کردن. آهنگ کردن.
||
آهنجیدن. کشیدن، چنانکه آب را از چاه و جز آن : کرده شیران حضرت تو مرا سرزده همچو گاو آب آهنگ.سنائی.
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
آهنگیدن
شماره: 2960
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ هَ دَ ]
(مص)
قصد کردن. آهنگ کردن.
||
آهنجیدن. کشیدن، چنانکه آب را از چاه و جز آن : کرده شیران حضرت تو مرا سرزده همچو گاو آب آهنگ.سنائی.
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
2960
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری