معنی و تعریف
[ اِ ] (فعل) این فعل در زبان پهلوی
مورد استعمال داشته است و در فارسی نادر
آمده است: [ ابومسلم ] به حلوان شد، باز
خلعتها آوردند، بنهروان شد و سپاهها رسیدن
استاد به استقبال وی، تا بر نیکوتر هیأتی و
کرامت و عزی ببغداد اندر شد. (تاریخ
سیستان ص ۱۳۸). یعنی رسیدن گرفت.
(ایضاً همان صفحه ح ۳).