معنی و تعریف
[ اِ ] (فعل) این فعل در زبان پهلوی مورد استعمال داشته است و در فارسی نادر آمده است: [ ابومسلم ] به حلوان شد، باز خلعتها آوردند، بنهروان شد و سپاهها رسیدن استاد به استقبال وی، تا بر نیکوتر هیأتی و کرامت و عزی ببغداد اندر شد. (تاریخ سیستان ص ۱۳۸). یعنی رسیدن گرفت. (ایضاً همان صفحه ح ۳).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
استاد
شماره: 29531
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ ] (فعل) این فعل در زبان پهلوی مورد استعمال داشته است و در فارسی نادر آمده است: [ ابومسلم ] به حلوان شد، باز خلعتها آوردند، بنهروان شد و سپاهها رسیدن استاد به استقبال وی، تا بر نیکوتر هیأتی و کرامت و عزی ببغداد اندر شد. (تاریخ سیستان ص ۱۳۸). یعنی رسیدن گرفت. (ایضاً همان صفحه ح ۳).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
29531
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی