معنی و تعریف
[ هَ گَ ] (حامص مرکب) شغل و عمل آهنگر. حرفهٔ حداد: هوشنگ بجای او نشست... و دیوان را قهر کرد و آهنگری و درودگری و بافندگی پیشه آورد. (نوروزنامه). چو بشناخت [ هوشنگ آهن را ] آهنگری پیشه کرد کجا زو تبر وَ ارّه و تیشه کرد.فردوسی. مرا نیست زآهنگری ننگ و عار خرد باید و مردی ای بادسار.فردوسی.
|| (اِ مرکب) دکان آهنگر. حدّادی.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آهنگری
شماره: 2958
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ هَ گَ ] (حامص مرکب) شغل و عمل آهنگر. حرفهٔ حداد: هوشنگ بجای او نشست... و دیوان را قهر کرد و آهنگری و درودگری و بافندگی پیشه آورد. (نوروزنامه). چو بشناخت [ هوشنگ آهن را ] آهنگری پیشه کرد کجا زو تبر وَ ارّه و تیشه کرد.فردوسی. مرا نیست زآهنگری ننگ و عار خرد باید و مردی ای بادسار.فردوسی.
|| (اِ مرکب) دکان آهنگر. حدّادی.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
2958
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی