معنی و تعریف
[ اُ ] (ص) مخفف اُستاد که آموزنده باشد. (برهان) (جهانگیری) (غیاث اللغات). آموزگار. معلم. اوستاد: هرکه از استا گریزد در جهان او ز دولت میگریزد این بدان. مولوی. گرچه این عاشق بخارا میرود نه بدرس و نه به استا میرود. مولوی. گفت استا راست میگوید روید درد سر افزون شدم بیرون شوید. مولوی. گفت ای استا مرا طعنه مزن گفت استا زآن دو یک را برشکن. مولوی.
- امثال:
احمدک استا نرفت روزی که رفت آدینه بود.
رجوع به امثال و حکم در این مثل شود. || ماهر. حاذق. رجوع به استاذ و استاد شود.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
استا
شماره: 29499
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اُ ] (ص) مخفف اُستاد که آموزنده باشد. (برهان) (جهانگیری) (غیاث اللغات). آموزگار. معلم. اوستاد: هرکه از استا گریزد در جهان او ز دولت میگریزد این بدان. مولوی. گرچه این عاشق بخارا میرود نه بدرس و نه به استا میرود. مولوی. گفت استا راست میگوید روید درد سر افزون شدم بیرون شوید. مولوی. گفت ای استا مرا طعنه مزن گفت استا زآن دو یک را برشکن. مولوی.
- امثال:
احمدک استا نرفت روزی که رفت آدینه بود.
رجوع به امثال و حکم در این مثل شود. || ماهر. حاذق. رجوع به استاذ و استاد شود.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
29499
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی