معنی و تعریف
[ هَ گُ ] (نف مرکب) که از آهن گذراند تیر و جز آن را. که از آهن گذرد، تیغ و مانند آن : شماره سپاه آمدش صدهزار همه شیرمردان آهن گذار.فردوسی. بگفتش بدین تیغ آهن گذار بکینه برآرم از ایشان دمار.فردوسی. کجا تیغ و زوبین آهن گذار کجا نیزه و گرزهٔ گاوسار؟فردوسی. همیدون پیاده پسِ نیزه دار ابا جوشن و تیر آهن گذار.فردوسی. مرا تیر و پیکان آهن گذار همی بر برهنه نیاید بکار.فردوسی.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آهن گذار
شماره: 2954
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ هَ گُ ] (نف مرکب) که از آهن گذراند تیر و جز آن را. که از آهن گذرد، تیغ و مانند آن : شماره سپاه آمدش صدهزار همه شیرمردان آهن گذار.فردوسی. بگفتش بدین تیغ آهن گذار بکینه برآرم از ایشان دمار.فردوسی. کجا تیغ و زوبین آهن گذار کجا نیزه و گرزهٔ گاوسار؟فردوسی. همیدون پیاده پسِ نیزه دار ابا جوشن و تیر آهن گذار.فردوسی. مرا تیر و پیکان آهن گذار همی بر برهنه نیاید بکار.فردوسی.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
2954
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی