معنی و تعریف
[ اَ ] (اِ) مخفّف استر. (رشیدی) (مؤید الفضلاء). مخفف استر باشد که از دواب مشهوره است. گویند از جمله متصرفات فرعون است. (برهان) (جهانگیری). || استخوان آدمی و سایر حیوانات. (برهان). و آن مأخوذ است از پهلوی بمعنی تن یا بدن، استخوان. در اوستا است ، در سانسکریت اشتی . || تخم و دانهٔ میوه ها. (برهان). هسته.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
است
شماره: 29484
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ ] (اِ) مخفّف استر. (رشیدی) (مؤید الفضلاء). مخفف استر باشد که از دواب مشهوره است. گویند از جمله متصرفات فرعون است. (برهان) (جهانگیری). || استخوان آدمی و سایر حیوانات. (برهان). و آن مأخوذ است از پهلوی بمعنی تن یا بدن، استخوان. در اوستا است ، در سانسکریت اشتی . || تخم و دانهٔ میوه ها. (برهان). هسته.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
29484
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی