معنی و تعریف
[ اِ دَ / دِ ] (اِ) سپیده. لک سپید. سپیدی چشم. (رشیدی): و اسپیدهٔ چشم که از قرحه پدید آمده باشد زائل گرداند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). || تخمهٔ اطفال از شیر که چون پنیری شیر خورده برگرداند. || سپیدی صبح. (رشیدی). || سپیدآب که زنان بر روی مالند و آن قلعی و اسرب سوخته و خاکستر باشد. (رشیدی).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اسپیده
شماره: 29456
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ دَ / دِ ] (اِ) سپیده. لک سپید. سپیدی چشم. (رشیدی): و اسپیدهٔ چشم که از قرحه پدید آمده باشد زائل گرداند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). || تخمهٔ اطفال از شیر که چون پنیری شیر خورده برگرداند. || سپیدی صبح. (رشیدی). || سپیدآب که زنان بر روی مالند و آن قلعی و اسرب سوخته و خاکستر باشد. (رشیدی).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
29456
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی