مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
اسپید
29437
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ اِ ]
(ص)
سفید. نقیض سیاه. (برهان). اسفید. سپید (مخفف آن). ابیض. بیضاء: دفتر صوفی سواد و حرف نیست جز دل اسپید همچون برف نیست.مولوی.
رجوع به سفید شود.
||
بی نقش. (برهان). اطلَس. بی لون. (برهان).
||
ساده. بی ترشی: اسپیدبا.
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
اسپید
شماره: 29437
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اِ ]
(ص)
سفید. نقیض سیاه. (برهان). اسفید. سپید (مخفف آن). ابیض. بیضاء: دفتر صوفی سواد و حرف نیست جز دل اسپید همچون برف نیست.مولوی.
رجوع به سفید شود.
||
بی نقش. (برهان). اطلَس. بی لون. (برهان).
||
ساده. بی ترشی: اسپیدبا.
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
29437
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری