معنی و تعریف
[ هَ کَ / کِ ] (نف مرکب، اِ مرکب) سنگ آهن ربا. حجر مغناطیس. مغنطیس. مغنیاطیس : که کُهْشان همه سنگ آهن کش است دزی تنگ و ره در میان ناخوش است. اسدی. تو گفتی تنش کوه آهن کش است همان اسبش از باد و از آتش است.اسدی. دل اعدای او سنگ است لیکن سنگ آهن کش ازآن، پیکان او هرگز نجوید جز دل اعدا. فرخی.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آهن کش
شماره: 2947
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ هَ کَ / کِ ] (نف مرکب، اِ مرکب) سنگ آهن ربا. حجر مغناطیس. مغنطیس. مغنیاطیس : که کُهْشان همه سنگ آهن کش است دزی تنگ و ره در میان ناخوش است. اسدی. تو گفتی تنش کوه آهن کش است همان اسبش از باد و از آتش است.اسدی. دل اعدای او سنگ است لیکن سنگ آهن کش ازآن، پیکان او هرگز نجوید جز دل اعدا. فرخی.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
2947
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی