معنی و تعریف
[ اِ پَ ] (اِخ) کنیزک تژاو داماد افراسیاب. گویند او بسیار جمیله بود و چون تژاو بگریخت بیژن او را متصرف شد و به اضافهٔ کاف بعد از حرف ثالث که اسپکنوی باشد، هم به نظر آمده است. (برهان) (مؤید الفضلاء): یکی ماهروئی بنام اسپنوی سمن پیکر و دلبر و مشکبوی.فردوسی.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اسپنوی
شماره: 29379
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ پَ ] (اِخ) کنیزک تژاو داماد افراسیاب. گویند او بسیار جمیله بود و چون تژاو بگریخت بیژن او را متصرف شد و به اضافهٔ کاف بعد از حرف ثالث که اسپکنوی باشد، هم به نظر آمده است. (برهان) (مؤید الفضلاء): یکی ماهروئی بنام اسپنوی سمن پیکر و دلبر و مشکبوی.فردوسی.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
29379
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی