معنی و تعریف
[ اَ ] (اِ مرکب) اسب رس. میدان و فضا و عرصه. (برهان). اسپریس. اسپرز. (سروری). || رزمگاه : ببر کرده یکسر سلیح ستیز نهادند رو جانب اسپریز.جلالی.
و رجوع به اسپریس شود.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اسپریز
شماره: 29321
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ ] (اِ مرکب) اسب رس. میدان و فضا و عرصه. (برهان). اسپریس. اسپرز. (سروری). || رزمگاه : ببر کرده یکسر سلیح ستیز نهادند رو جانب اسپریز.جلالی.
و رجوع به اسپریس شود.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
29321
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی