معنی و تعریف
[ هَ ] (اِ مرکب) عمل سوختن
جزئی از پوست تن جانور را با آهن تفته برای
نشان و علامت یا مداوا و چارهٔ دردی. کَیّ.
کاویا. || آهنی که برای داغ کردن بکار
است. داغینه. || عمل فروبردن آهن تفته
در آب. آهن تاب.
- آهن داغ کردن آبی را؛
آهن تاب کردن آن.