معنی و تعریف
[ هَ ] (اِ مرکب) عمل سوختن جزئی از پوست تن جانور را با آهن تفته برای نشان و علامت یا مداوا و چارهٔ دردی. کَیّ. کاویا. || آهنی که برای داغ کردن بکار است. داغینه. || عمل فروبردن آهن تفته در آب. آهن تاب. - آهن داغ کردن آبی را؛ آهن تاب کردن آن.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آهن داغ
شماره: 2937
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ هَ ] (اِ مرکب) عمل سوختن جزئی از پوست تن جانور را با آهن تفته برای نشان و علامت یا مداوا و چارهٔ دردی. کَیّ. کاویا. || آهنی که برای داغ کردن بکار است. داغینه. || عمل فروبردن آهن تفته در آب. آهن تاب. - آهن داغ کردن آبی را؛ آهن تاب کردن آن.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
2937
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی