معنی و تعریف
[ اِ پَ ] (اِ) سپر. جُنّه. (برهان). تُرس. مجنّ. جَوب. فَرْض. مِجْنَب. دَرَق : بر او گردن ضخم چون ران پیل کف پای او گرد چون اسپری.منوچهری. پیش این فولاد بی اسپر میا کز بریدن تیغ را نبود حیا.مولوی. اسپری باشم گَهِ تیر خدنگ.مولوی.
- کرگ اسپر؛ سپر از پوست کرگدن : بنیزه بگشتند و بشکست پست کمانها گرفتند هردو بدست ببارید تیر از کمان سران بروی اندر آورده کرگ اسپران.فردوسی.
|| در اصطلاح بنّایان، دیوار میان دو مجرّدی از بیرون سو. بدنهٔ دیوار درسته ای از آجر و غیر آن که زیر طُرّه باشد بر قسمت بیرونی عمارت.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اسپر
شماره: 29278
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ پَ ] (اِ) سپر. جُنّه. (برهان). تُرس. مجنّ. جَوب. فَرْض. مِجْنَب. دَرَق : بر او گردن ضخم چون ران پیل کف پای او گرد چون اسپری.منوچهری. پیش این فولاد بی اسپر میا کز بریدن تیغ را نبود حیا.مولوی. اسپری باشم گَهِ تیر خدنگ.مولوی.
- کرگ اسپر؛ سپر از پوست کرگدن : بنیزه بگشتند و بشکست پست کمانها گرفتند هردو بدست ببارید تیر از کمان سران بروی اندر آورده کرگ اسپران.فردوسی.
|| در اصطلاح بنّایان، دیوار میان دو مجرّدی از بیرون سو. بدنهٔ دیوار درسته ای از آجر و غیر آن که زیر طُرّه باشد بر قسمت بیرونی عمارت.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
29278
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی