معنی و تعریف
[ هَ جَ / جِ ] (اِ) ریسمانی که جولاهان در آخر کار بندند و بر سقف خانه استوار کنند. (السامی فی الاسامی). هو الرسن الذی یجر به الغزل حالة المسح فی الصخر و غیرها. (فرهنگ شعوری، از مشکلات): ز تشریف صاحب بگویم که من بفریادم از صاحب مخزنش تو خود حله برگیر بر قد حور ببغداد خلد برین معدنش ز آغاز جبریل آهنجه کار بفرجام ادریس ما کوزنش.اثیر اخسیکتی.
|| پهناکش. محبره.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آهنجه
شماره: 2933
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ هَ جَ / جِ ] (اِ) ریسمانی که جولاهان در آخر کار بندند و بر سقف خانه استوار کنند. (السامی فی الاسامی). هو الرسن الذی یجر به الغزل حالة المسح فی الصخر و غیرها. (فرهنگ شعوری، از مشکلات): ز تشریف صاحب بگویم که من بفریادم از صاحب مخزنش تو خود حله برگیر بر قد حور ببغداد خلد برین معدنش ز آغاز جبریل آهنجه کار بفرجام ادریس ما کوزنش.اثیر اخسیکتی.
|| پهناکش. محبره.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
2933
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی