معنی و تعریف
[ اَ پِ ] (ترکیب وصفی، اِ
مرکب) اسبی که از چوب کنند. || نی که
اطفال و بازیگران بر آن سوار شوند.
|| کنایه از کشتی :
بدریا میشدم هر سو شتابان
سوار اسپ چوبین همچو طفلان.سلیم.
|| کنایه از تابوت :
شهی که بسته دو صد اسپ بر درش غافل
که سرطویلهٔ آنهاست اسپ چوبینش.
واعظ قزوینی.