(اِ مرکب) (از: آب، ماء +شار، از
شاریدن به معنی فروریختن، سکب) آب
جوی و نهر بزرگ که از بلندی فروریزد.
مصب. شَلّاله. || سنگ مشبک که بر
دهانهٔ ناودانها نصب کنند.
لینک ها و اشتراک گذاری
آبشار
شماره: 293
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
(اِ مرکب) (از: آب، ماء +شار، از
شاریدن به معنی فروریختن، سکب) آب
جوی و نهر بزرگ که از بلندی فروریزد.
مصب. شَلّاله. || سنگ مشبک که بر
دهانهٔ ناودانها نصب کنند.