معنی و تعریف
[ اِ ] (اِخ) مردی رشید و
دلاور نومیدیائی. وی در زمان حکومت
رومیان قدیم خروج کرد و اصلاً از نومیدیا
یعنی مغربی بوده ولی در تراکیا تولد یافته بعد
از دخول در نظام او را به روم گسیل کردند. در
آن میان فرار کرد و گرفتار و زندانی گردید. در
سال ۷۳ ق. م. او با جمعی از دوستان از زندان
بگریخت و علم عصیان و طغیان برافراشت.
کم کم عدهٔ رفقا و همدستان وی به هفتادهزار
تن بالغ گشته و در نتیجهٔ این اتفاق
کلاودیوس، یولیوس و لنتولوس را که از
سرداران معروف روم بودند مغلوب ساخت و
کامیانیا را ویران کرد و سپس بخیال مراجعت
به وطن خود یعنی تراکیا افتاد ولی طغیان
نهر پو و اصرار و ابرام رفقا و همدستان
مانع شد و دوباره به روم حمله کرد اما این بار
مغلوب و مقتول گردید. (قاموس الاعلام). و
قتل او بسال ۷۱ ق. م. بوده است. وی را به
صاحب الزنج در اسلام تشبیه کرده اند.
(دائرةالمعارف بریتانیکا).